تبليغاتX
کوتوک
مهران جون من بدبین نیستم آخه اگه بدبین بودم که تو رو نمی دیدم
نگارش توسط جواد در پنجشنبه 1386/08/17 ساعت 22:55 | لینک ثابت |
خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری اگه گفتید اون چی است؟
نگارش توسط جواد در پنجشنبه 1386/08/17 ساعت 22:51 | لینک ثابت |

شهرستانی کوچک یا روستایی بزرگ

شاید قفسی به بزرگی استهبان، قفسی با درهای باز برای پرواز. ... از شمال و جنوب به کوه میرسد و رشدنکرده است ولی از شرق و غرب هم رشد نکرده چون اصولا نیازی به رشد ندارد. ( از این جهت به کشورهای اسکاندیناوی شباهت داریم با رشد جمعیتی منفی) . اما در عوض تا بخواهید این شهر عمق دارد، عمقی به اندازه چاه بابل که سالیان درازی فرشتگان مغضوب خداوند میان آسمان و زمین معلقند...به نظر میرسد پس از هبوط اولین اجدادمان به این محل مقدس به خاطر یک سری از مسائل سیاسی، زندگی تا زمان نامشخصی به حالت تعلیق در آمده است. بخاطر شکل طبیعی منطقه ما را از هر طرف که نگاه کنند از پشت کوه آمده ایم.( ناراحت نشوید چون پشت کوه بودن نسبی است و طرف مقابل هم از پشت کوه ما آید) مردم اگرچه چشم دیدن یکدیگر را ندارند در عین حال غریب نواز هم نیستند، مرده پرست نیستند، زنده ها را هم زیاد دوست ندارند. اصولا در فرهنگ ما چیزی به عنوان نوازش تعریف نشده است. اینجا کسی ناز کسی را نمی کشد از کشیدنی ها بعضی زحمت می کشند، بعضی تریاک و بعضی هر دو را.

سرپوشیده های شهر هم انتظار میکشند، انتظار بعد از ظهر پنجشنبه و قبرستان و شاید هم گشتی در دست فروشی های 4 تا صد تومانی. ( می دانم مال دوره ارزونی بود) برای آنها که بهترین لباسها و آرایشها خودشان را برای رفتن به قبرستان و مردگان اختصاص میدهند، زندگی رنگ و بویی دیگر دارد.

امت نخورده مست ما با چه هیجانی به دنبال مخدرند برای نئشگی، حال این نئشگی کدام هوشیاری را زایل می کند خدا میداند.

از دیدگاه ما هر جور که زندگی کنی بد است، اینجا قناعت ، ولخرجی ، گدا بازی ، کنس، زنده خوشحال (این اصطلاح، یکی از مهمترین ابزار تخریب روحیه اینجاست)، درخت دلاشو ، بی دس و دن ، کمش تو دست و پاش است و.... واژه هایی است که به هر شکل که زندگی کنی نثارت خواهد شد.

سالها پشت این هیکلها و چهره های ( که نمونه کامل سوء تغذیه اند ) غروری پنهان بود که تمامی مصیبتهای دنیا را خم به ابرو نمی آورد، ولی حالا به برکت وجود تریاک وسیخ وسنگ تنها سایه ای از آن غرور بر دود رفته، در چهره تکیده شهر دیده می شود ......به نظر شما مقصر کیست؟
نگارش توسط جواد در سه شنبه 1386/08/08 ساعت 14:20 | لینک ثابت |
 

Designed by Hojjat12000@yahoo.com
کلیه ی مطالب موجود در این وبلاگ نزد کوتوک محفوظ می باشد. و هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است.